کنترل توجه و تمرکز بوسیله امواج مغزی

کنترل توجه و تمرکز بوسیله امواج مغزی

براساس این پژوهش، زمانی که افراد آموختند امواج آلفا را در یک نیم‌کره از قشر آهیانه‌ مغز خود سرکوب کنند، توانایی بیشتری در توجه به اشیا در میدان دید خود داشتند. این اولین بار است که این رابطه علت و معلولی مشاهده شده ‌است و نشان می‌دهد افزایش توجه از طریق نوروفیدبک برای افراد امکان‌پذیر است.

رابرت دِسیمون، مدیر مؤسسه مک‌گاوِرن در تحقیقات مغزی ام‌آی‌تی می‌گوید: «علاقه زیادی به استفاده از نوروفیدبک برای کمک به افراد مبتلا به اختلالات مغزی و مشکلات رفتاری وجود دارد.» او ادامه می­دهد: «این یک روش غیرتهاجمی برای کنترل و بررسی نقش امواج مغزی مختلف است.»

هنوز مشخص نیست این موج تا چه مدت مؤثر است؛ همچنین مبهم است که کنترل با امواج مغزی دیگر، مانند امواج بتا، که با بیماری پارکینسون مرتبط هستند، امکان‌پذیر است یا خیر. در حال حاضر، پژوهشگران در حال برنامه‌ریزی برای مطالعات دیگری هستند تا ببینند آیا این نوع تمرینات نوروفیدبک می‌توانند به افرادی کمک کند که از اختلالات عصبی گوناگون رنج می‌برند.

این مقاله که نویسنده­ ارشد آن دسیمون است، چهارم دسامبر در نشریه نورون چاپ خواهد شد. یاسمن باقرزاده، دانشجوی­ فوق­‌دکتر­ی مؤسسه مک‌گاورن، نویسنده­ اصلی این مقاله است. دانیال بالدوف، محقق سابق مؤسسه مک‌گاورن، و دیمیتروس پانتازیس، پژوهشگر کلیدی مؤسسه­ مک‌گاورن، نیز از نویسندگان مقاله هستند.

امواج آلفا و توجه

میلیاردها نورون در مغز وجود دارند و ترکیب این سیگنال‌های الکتریکی، امواج مغزی تولید می­کنند. باور بر این است که امواج آلفا با فرکانس بین ۸ تا ۱۲ هرتز، در فیلتر کردن اطلاعات منحرف‌کننده مؤثر هستند.

مطالعات پیشین، همبستگی قوی میان توجه و امواج مغزی آلفا به‌ویژه در قسمت آهیانه مغز را نشان داده‌اند. در مطالعات انسانی و حیوانی کاهش امواج آلفا ارتباط مستقیمی با افزایش توجه داشته است. با این حال، دسیمون بیان می‌کند: «مشخص نیست آیا امواج آلفا میزان توجه را کنترل می‌کنند یا فقط محصول فرعی از فرآیند دیگری هستند که توجه فرد را می­‌راند.»

Related image

برای آزمایش اینکه آیا امواج آلفا توجه را تنظیم می‌کنند یا خیر، پژوهشگران آزمایشی را طراحی کردند که در آن، افراد بازخورد بلادرنگ از امواج آلفای خود را هنگام اجرای آزمایش دریافت می­کردند. از آزمودنی­‌ها خواسته شد به یک طرح مشبک در مرکز صفحه نگاه کنند؛ از آن‌ها خواسته شد با نگاه کردن به طرح تلاش کنند کنتراست آن را افزایش دهند تا توانایی رؤیت طرح بالاتر برود.

در طول آزمایش، آزمودنی­ها با دستگاه ام‌ای‌جی اسکن شدند، (ام‌ای‌جی می­تواند فعالیت مغزی را با مقیاس میلی‌ثانیه نشان دهد). پژوهشگران سطح آلفای دو نیم‌کره چپ و راست قشر آهیانه را اندازه گرفتند و عدم تقارن بین دو سطح را محاسبه کردند. با رشد عدم تقارن بین دو نیم‌کره، توانایی رؤیت طرح افزایش یافت که توانست بازخورد بلادرنگ به شرکت‌کنندگان دهد.

اگرچه به آزمودنی­‌ها درباره اتفاقات در حال جریان اطلاع‌رسانی نشد، ولی پس از حدود ۲۰ آزمایش (که حدود ۱۰ دقیقه طول کشید)، خود‌به‌خود قادر به افزایش کنتراست این طرح شدند. نتایج ام‌ای‌جی حاکی از کنترل عدم تقارن امواج آلفا بوده است.

باقرزاده می‌گوید: «پس از آزمایش، آزمودنی­‌ها از آگاهی‌شان به کنترل کنتراست اطلاع دادند ولی متوجه نشدند چگونه این کار را انجام دادند.» او در ادامه گفت: «پایه این رخداد یادگیری شرطی است– زمانی که به‌ازای عملکردتان پاداشی دریافت می‌­کنید، آن رفتار را تقویت می­کنید.» افراد معمولاً بازخوردی درباره فعالیت‌های مغزی خود ندارند؛ وقتی به آن‌ها بازخورد و پاداش می‌دهیم، با تمرین یاد می‌گیرند.»

اگرچه آزمودنی‌­ها آگاهانه از نحوه دستکاری امواج مغزی خود آگاه نبودند، قادر به انجام فعالیت بودند و این موفقیت به افزایش توجه بر میدان دید آنها تبدیل شد. با نگاه آزمودنی­ها به طرح در مرکز صفحه، پژوهشگران فلاش بر هر دو سمت صفحه انداختند. به شرکت‌کنندگان گفته شده ‌بود این فلاش­ها را نادیده بگیرند، اما پژوهشگران نحوه عکس­العمل کورتکس بینایی شرکت‌کنندگان را اندازه‌­گیری ­می­کردند.

یک گروه از شرکت‌کنندگان برای سرکوب امواج آلفا در سمت چپ مغز آموزش دیدند در‌حالی‌که گروه دیگر برای سرکوب سمت راست مغز آموزش داده شد. برای گروهی با امواج آلفای کاهش‌یافته در سمت چپ مغز، قشر بینایی آن‌ها یک واکنش بزرگ‌تر به فلاش­های نور در سمت راست صفحه نشان داد؛ گروه با امواج کاهش‌یافته در سمت راست مغز به فلاش­های انداخته شده سمت چپ صفحه واکنش بیشتری نشان دادند.

دسیمون می‌گوید: «دستکاری امواج آلفا توجه افراد را کنترل می­کند، هرچند آزمودنی­‌ها از چگونگی انجام این کار درک روشنی نداشتند.»

اثر تدوام

پس از پایان دوره آموزشی نوروفیدبک، پژوهشگران دو آزمایش توجه دیگر برای آزمودنی­ها در نظر گرفتند. آنها دریافتند اثرات توجه افزایش‌‌یافته همچنان ادامه دارد. در یک آزمایش، از آزمودنی­ها خواسته شد به دنبال یک طرح مشبک شبیه به طرح آزمایش نوروفیدبک باشند. در برخی تکرارها، به آنها از قبل گفته شد که به یک طرف میدان دیداری توجه کنند، اما در سایر تکرارها، به آنها هیچ جهت جدیدی برای نگاه کردن داده نشد.

Image result for continuous effect

هنگامی که به افراد گفته شد به یک طرف توجه کنند، این دستور عامل تعیین‌کننده بر مکان دید آنها بود. اما اگر از پیش به آن‌ها اشاره‌ای نشده بود، آزمودنی­ها ترجیح دادند به سمت توجه شده در آزمون نوروفیدبک نگاه کنند.

در آزمایش دیگری، از شرکت‌کنندگان خواسته شد به یک تصویر مانند یک صحنه طبیعی در فضای باز، صحنه شهری، یا شکل مقطعی تولیدشده با کامپیوتر نگاه کنند. پژوهشگران با ردیابی حرکات چشم آزمودنی‌­ها دریافتند افراد زمان بیشتری را صرف نگاه کردن به سمتی کردند که امواج آلفا آن‌ها را آموزش داده بود تا به آن‌ توجه کنند.

دسیمون می‌گوید: «باقی ماندن این اثرات امیدوارکننده است»، اگرچه مطالعه بیشتری لازم است تا مشخص شود این تأثیرات چقدر ممکن است ادامه داشته باشند.

سابین کاستنر، استاد روان‌شناسی در مؤسسه علوم‌اعصاب پرینستون که البته در این پژوهش شرکت نداشت، می‌گوید: «آگاهی از مدت دوام این اثرات موضوع جالبی است. این سؤال پیش می‌­آید که آیا می­توان از آن‌ها استفاده‌­های درمانی نیز داشته یا خیر چون شواهدی وجود دارد که نوسانات آلفا در افراد دارای بیش‌فعالی یا مشکل توجه، متفاوت است. اگر چنین باشد، روش نوروفیدبک می‌تواند برای افزایش توجه استفاده شود.»

جمع­‌بندی

کاهش هماهنگی در امواج آلفا با افزایش توجه ارتباط دارد، در‌حالی‌که افزایش امواج آلفا باعث کاهش توجه می­شود. با این حال، همبستگی به معنای علیّت نیست و هماهنگ‌­سازی ممکن است نتیجه­ای از توجه باشد پیش از اینکه علت آن باشد. برای بررسی نقش علّی هماهنگی امواج آلفا در توجه، از نوروفیدبک ام‌ای‌جی برای آموزش آزمودنی­ها استفاده کردیم تا نسبت قدرت امواج آلفا در سمت راست به سمت چپ مغز را دستکاری کنیم. ما دریافتیم که عدم تقارن مشابه امواج آلفا در قشر بینایی ایجاد شده ‌است. تمرین استفاده از امواج آلفا، باعث تغییرات نامتقارن در پاسخ‌های برانگیخته از دیدن تصاویر در دو سمت مختلف صفحه هنگام آموزش شد. بنابراین، کاهش امواج آلفا باعث افزایش پردازش حسی شد. تست پس از تمرین، یک سوگیری مداوم در توجه به جهات مورد انتظار را نشان داد. نتایج نشان داد رابطه­ای علّی میان هماهنگی امواج آلفا و پردازش­های مربوط به توجه و بینایی وجود دارد؛ همچنین، می­‌توان تمرین استفاده از امواج آلفا را برای آزمودن نظریه هماهنگ­‌سازی استفاده کرد.

منبع : Neuroscience News

نویسنده |۱۳۹۸/۱۲/۲۱ ۲۳:۱۵:۲۷دی ۲ام, ۱۳۹۸|عصب روانشناسی|بدون ديدگاه

دیدگاه بگذارید

avatar
  دنبال کردن  
به من اطلاع بده